فيلسوف عینکی
"شاید من بهتر از هر کس بدانم که چرا انسان می‌خندد، او تنها چنان ژرف رنج می‌برد که از اختراع خنده ناگزیر بود"
پنجشنبه ۳٠ آبان ،۱۳۸٧
می‌روم؛

می‌روم تا خسی باشم در میقات

می‌روم تا قطره‌ای شوم در اقیانوس بی‌کران حج

می‌روم تا ذره‌ بودن در کوهساران عظمتش را با چشم جان بینم

تا مبهوت کهکشان قدرتش شوم و در خورشید لطفش ذوب شوم.

تا همة دل و جانم فنا شوند و لبیک گویند به ندایش

تا که مردن را در این دنیا تجربه کنم و در محشر مشعر سرگردان قضا و قدرش باشم

می‌روم تا همچون نوزادی در عالم ذر عرفات، نوش کردن عرفان نفسش، رسولش و امامش را ملتمسانه فریاد کنم

می‌روم به قربانی نفس خویش به هراس از رمی‌ اماره‌‌گون خویشتن

می‌روم به زیارت مدینه و و رسولش، دفینة غریبش و بقیع و بقیع و بقیع و ...

 

حال نیز با درک لحظه لحظة این فرصت، از همه دوستان و همراهان، امید لطف و بخشش و حلالیت و دعای خیر دارم که مرا در تجربه این مرگ دنیوی و تولد دوباره، یاری رسانند.

یادتان را در این سفر با خود خواهم برد و نامتان را در بهشت دنیا به زبان خواهم راند و دلتان را نیز ...

شما هم دعایم کنید تا لیاقت باریافتن به درگاه ربوبیتش و لبیک به دعوتش را ره‌توشه خود کنم.

 

اگر هم بازگشتی نبود، دیدارمان نه به قیامت، که انشاءالله به روز ظهور مولایمان ...



دوشنبه ٩ مهر ،۱۳۸٦
آفتاب در محراب

سلام بعد از یه مدت طولانی!!!

 

گفت: از امت تو خیلی سختی کشیدم.

پاسخ داد: راحت می‌شوی!

گفت: خیلی سعی کردم نجاتشان بدهم از سرگردانی و گمراهی.

پاسخ داد: دیگر تمام شد رهاشان کن!

گفت : نشسته‌اند روی منبر تو.

پاسخ داد: خداوند اجر صبرت  را می‌دهد!

گفت: لجاجت و عناد ودشمنی دیدم از امت تو.

پاسخ داد: نفرینشان کن!

 

سرش را بلند کرد سوی آسمان « خدایا! بدتر از من را نصیب این‌ها کن و بهتر از این امت را نصیب من!»

پیامبر نگاهش کرد: راحت می‌شوی ... سحر...

 

سرش را تکیه داده بود به دیوار حیاط خواب دیده بود خواب پیامبر و فاطمه را ... چشمهایش باز شد. وقت دیدار نزدیک بود ؛  ابر سیاه روی ما را پوشاند....

 

 

التماس دعای خیلی مخصوص در این شب‌های مخصوص ... یاحق 



جمعه ٢٥ اسفند ،۱۳۸٥
دلم تنگه تنگ...

سلام!

کسی نمی‌دونه دوای دلتنگی چيه؟ دارم دق می‌کنم حتی کتاب هم حالمو خوب نکرده ... کسی می‌دونه تا ۳ فروردين چند روز مونده؟؟؟

 

التماس دعا...ياحق



[ منزل خودتونه | بايگاني | جيك نامه ]